و باز هم خداحافظی و رفتن بسوی آینده ..

خرید بک لینک
یعنی تو سال 96 کذایی بلایی نبود که سر من نیاد

و در این روزهای آخر سال آخرین زهرش ریخته شد

کارنامه :

و امروز بعد از 4 سال از مجموعه فرآور شیمی تاو جدا میشم ...

روز اول معرفی خودم تست دادم اکیپ صمیمی

پیرمردایی که یا از رادیو فوتبال دنبال میکردن یا چرت میزدن

این میز ها و صندلی ها این دیوارها شاهد خیلی عصانیتها خستگی ها

شاهد درس خوندنهای من و از خستگی شب بیداریام سر رو میز چرت میزدم

روزایی که امتحان و خراب میکردم همکارا و مدیر دهنشون سرویس بود

جشن های تولد

شاهد غم ها بودن

غذاهایی که دورهم درست میکردیم......

4 سال خاطرات و چه خوب چه بد ، میزارم و میرم

دیروز مدیرم برام توضیح داد که شرکت ورشکستمونو جمع میکنه

خیلی گریه کردم حداقل دلم برای تلاش های خودم سوخت

که یکسال اخیر با تلاش من سرپا موند و در نهایت این کشتی آسیب دیده در هم شکست و داره غرق میشه

حتما حکمتی داره

و من حکمتش و میزارم رو حساب سال سختی که پیش رو دارم

باید یکسال بی وقفه درس بخونم سال دیگه آزمون وکالت آزمون قضاوت و کنکور ارشد تو رشته ی خودم

دارم

و اینها آسون نیست

حتما حکمتش اینه که باید با خیال آسوده بخونم

یکسال کمتر خرج کنم کمتر برم و بیام

تا این قسمت و بتونم رد کنم

سوار قطار معروف میشم و میرم بسمت آینده ......

حمیدنامه :

اولین ساله داداش نیستی جات خیلی خالیه

سال تحویل پیشتیم

سعی میکنم فکر نکنم و تدائی نکنم اتفاقاتو اما دیروز ی لحظه عکستو دیدم گفتم چرا حمید پیشمون نمیاد

ته دلم گفت حمید مرده

یادم اومد دوباره

سعی کردم ذهنمو بدزدم خودمو بچه گانه گول بزنم

واقعیت تو رفتی و ما هستیم و ی زندگی که باید براش تلاش کنیم تا لحظه ی موعود و دیدار برسه

بفکرتیم

دلتنگتیم

جای خالیت با هیچی پر نشد

فقط ما سوختیم و تو خفتی

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 11:16 توسط shaghayegh|

.......

ما را در سایت .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 20:39

صفحه بندی