حمید عزیزم :(

خرید بک لینک
حمید عزیزم :(

دادااااااش قلبم
از هر دقیقه ی نبودنت هزار تیکه میشه این روزها که سه ماه و بیست و دوروز از پروازت گذشته نه اینکه آروم شده باشیم نه وقتی عکست و میبینم یهو میگم پس چرا حمید خونمون نمیاد و بهمون سر نمیزنه؟!

بعد همه ی لحظه ها از تماس اول صبح تا چهلمت
تو ذهنم مرور میشه بعد یادم میاد تو رفتی :((((((((((
یادم می افته واقعیه تو رفتی ای خدا سخته حمید دیدی سامی تو ازمون دور کرد:( دلمون برا صدات خنده هات برای بوی تنت تنگه بغض تو گلوم داره چنگ میزنه خفم کنه اسمت میاد مامان چشماش پر از اشک میشه ولی جلوی ما خودداری میکنه خیلی دلم براش میسوزه علیرضا و شهره خیلی گریه میکنن بابا که یکباره ده سال پیر شده طفلی
آخ حمید مهربونترین داداشم کاش بدونی کنارمون نیستی بی روحیم خسته ایم تاب تحمل و نداریم کاش تو از سفر برگردی داداش برای همیشه چشم براهت موندیم هنوز سیاه میپوشیم
هنوز بیادت اشک میریزیم

هنوز سر در خونه سیاه حمیدم حمید حمید داداش داداش خوبم قربون خنده هات برم حمییییییییییییییییییید چجوری تک و تنها زیر آفتاب خوابیدی داداشم


قربون دستات برم قربون قد و بالات داداش داداش دل تنگ که میشم همین کت و شلوارت و بغل میگیرم زجه میزنم بو میکنم هنوز بوی تنت و میده حسرت به دلمون گذاشتی ♥

نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 13:23 توسط shaghayegh|


.......

ما را در سایت .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 12:57

صفحه بندی