حمید خفته در خاکم
نازنین خسته عم
برادر پر کشیده عم
تو رفتی و ما شکستیم
تو خوابیدی و ما بیدار شدیم
تا بخود ، آمدیم رفته بودی
عز و جز و التماس و شیون و ناله و آه و زاری هم ، کمکی نکرد
از خدا گله کردیم
از تقدیر غضب داریم
کمر بشکسته و دل بشکسته و نفس بسته در راه
با ما چه کردی ای خدا
عزیز مارو کجا بردی
آن عزیز فقط عزیز نبود
فرزند مادر مریضی بود
فرزند پدر پیر و خسته ای بود
برادر و همدم و پایه ی آخرای هفته بود
پدر بود
پدری که هم پدر بود هم مادر بود هم دوست بود هم یار بود
عزیزما
همیشه خندان
پر از عشق و تمنا
پر از آرزوها
جای خالیش نه تیرست و نه سیاهست
جای خالیش پر است از گلها
با این همه گل و باغ و بستان چه کنیم ؟
گلهای بی باغبان
خانه ی بی برادر
فرزندان بی پدر
ناقص است ای خدا
آخر با ما چه کردی ؟
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 9:39 توسط shaghayegh|
.......ما را در سایت .... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 127